پر کن پیاله را - فریدون مشیری


پر کن پیاله را

کاین آب آتشین

دیری ست ره به حال خرابم نمی برد !

این جام ها که در پی هم می شود تهی

دریای آتش است که ریزم به کام خویش ،

گرداب می رباید و ، آبم نمی برد !

من ، با سمند سرکش و جادویی شراب ،

تا بی کران عالم پندار رفته ام

تا دشت پرستاره ی اندیشه های ژرف

تا مرز ناشناخته ی مرگ و زندگی

تا کوچه باغ خاطره های گریزپا ،

تا شهر یادها ...

دیگر شراب هم

جز تا کنار بستر خوابم نمی برد !

هان ای عقاب عشق !

از اوج قله های مه آلود دوردست

پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من

آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد !

آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد !

در راه زندگی ،

با اینهمه تلاش و تمنا و تشنگی ،

با اینکه ناله می کشم از دل که : آب ... آب !

دیگر فریب هم به سرابم نمی برد !

پر کن پیاله را ...
/ 1 نظر / 29 بازدید
ho0ti

مطالب . عکس . آهنگ . فیلم . نرم افزار . بازی ... جالب ... دیدنی ... آموزنده... ... www.ho0ti.blogfa.com ... به دوستانتان معرفی کنید ... با عضویت از جدیدترین مطالب بهره مند شود ... اشتراک گذاری ساده در! ... Facebook ... Twitter ... Messenger &... ... جدید ترین ها را اینجا بیابید ... ( شهر دانلود) ... Www.ho0ti.blogfa.com ... منتظرتان هستیم... ... لطفا ما را با نام (شهر دانلود ) لینک کنيد ... با کليک بر روي +1 ما را در گوگل محبوب کنيد ... با تشکر